تبليغاتX
سوالات و گرامر زبان انگليسي - امان از ظهر عاشورا
ويژه دانش آموزان و علاقمندان به فراگيري زبان انگليسي

بنام خدا

 

امان از ظهر عاشورا 000

 

خورشيد در قلب آسمان جاي گرفته اشعه هاي آن همچون شلاق بر تن ضعيف و رنجور كودكان حسين تازيانه مرگ مي كوبد حسين مانده است و درياي غم ، غم از دست دادن عزيزاني چون علي اكبر ، علي اصغر ، و   بزرگ علمدار دشت كربلا ، 000 

صداي چكاچك شمشيرها دل كودكان حسين را به وحشت انداخته ، حال كودكان حسين،  فقط پدر برايشان مانده و برادري كه بيمار و ناتوان در گوشه ي خيمه خوابيده است، رقيه ا ز با با  مي خواهد كه سر او را  به   دامان بگيرد  و او را تنها نگذارد، در نگا ه زينب غم  وداع موج ميزند، هر بار كه حسين نعش يكي از عزيزانش را از سوي ميدان برايش مي آورد براي دل داري برادر در  د ل   مي گريست ، تا مبادا حسينش از پاي درآيد ، ا ما اين بار حسين است كه به   مسلخ عشق مي رود و زينب  به خو بي مي داند كه اين  ديدار ، ديدار آخر او با حسين است نگاهي به لبهاي خشكيده ي برادر مي كند اي  كاش همه وجود خوا هر آب مي شد و بر لبهاي تشنه برادر مي نشست  نگاه آخر چقدر تلخ و به يا د ما ند ني   بود حسين پشت به خوا هر و رو سوي ميدان مي كند.  زانوان زينب ديگر تاب ايستادن ندارند اين لحظه ها براي زينب چقدر سخت و طاقت فرسا شده اند.  نا گهان صداي حسين به گوش مي رسد كه اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد  لشكريان يزيد بسوي خيمه ها مي تازند و كودكان هراسان هر كدام بسويي ميدوند خيمه ها در آتش مي سوزند صداي ناله هاي سجاد به گوش مي رسد  اما زينب افتان و خيزان خود را به گودال قتلگاه مي رساند بدن پاره پاره ي حسين را به آغوش مي كشد و زير لب زمزمه مي كند خدايا شكر كه مادرم زهرا زنده نما ند و پاره ي تنش را اين چنين غلطيده  در خون نديد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 23:48  توسط Mohammad Davari  |